پنجره ياد* باران

پنجره ياد

پنجره ناظر تغییر فصول:
از بهار گلباران
تابستان سبز
پاییز آتشین
زمستان سفید
تا برق و باران
باد و پرواز کبوتران..
گریز تنهایی من - ياد تو پنجره من به تو.
بکنجی خزيده در خلسه ی خاطره زيبای تو-
با چند ثانیه /کلمه /تصوير ذهنی تو
۰۹۰۳۰۶

 

َرنگ باران

 

َرنگ باران

ِرنگ باران

گذر باد ثمین.

*

سرم ترا میداند.

دلم ترا میخواهد.

در سرم بیاد روزهای با تو بودن

در دلم لحظه های شبانه آمیزش من وتو.

پرندگان شاهد عشق ما بودند.

در بستر گلهای اطلسی

غرق عطر شبانه

در پتوی شب می پیچیدیم.

در خیس سحر بر می خیزیدیم.

ساعت لحظه ها را می شمرد.

نسیم آنها را باخود میبرد.

در کناره سی و سه پل با باد چهار باغ

پچ پچ شبانه داشتیم.

ماه معلق در رود کارون راهی از زر بزیر نخل را می پیمود.

دو ماه انزلی در زیر و زبر خالی بر آب.

 

آفتاب شبان پروانه های نور بر جیوه دریاچه ظهر

تابستان سنفونی َرنگ و ِرنگ برایمان می نواخت.

 

شولای شنگرف شفق بدرقه آفتاب می کرد.

080606

/ 0 نظر / 45 بازدید