پیک پارسی برای نشر آثار بیژن باران هر هفته با تاریخ و شناسه به روز می شود. خوانندگان نظرات خود را می نویسند که در نهایت بخشی از شبکه ی شعر- دوستان فارسی می شود. سرآغاز آن تیکه ای از شعر" حرف" بر درفشی در اهتزاز است. آرشیو مطالب گذشته، ایمیل برای تماس و عکس شاعر در ستون راست قرار دارند. سپس 6 لیست آمده که می توان روی آنها کلیک کرد و باز کرد: 1- آثار شاعر در نشریات دیگر. 2- کتابهای او بفارسی و انگلیسی با ۳ تصویر. 3- اشعار انگلیسی او. 4- پایگاه های ادبی فردی و 5- گروهی بترتیب الفبایی. 6- منابع ادبی و هنری. در پایه ستون راست بخش موسیقی با آهنگ ویگن، تصویرک پرشن بلاگ برای ایجاد بلاگ و شمارگر بینندگان آمده. شما می توانید شعر بیژن باران را خوانده، نظر خود را در ایمیل، پیام، یا یاهو مسنجر گذارده، به پایگاه دیگران رفته، آثار او و دیگران را از نظر گذرانیده- در حالیکه آهنگی از ویگن/رقص کنيم لئونارد کوهن پخش می شود.


چهارشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٧

بیژن باران: 2050

 

2050

روزی خواهد آمد-

که همه در خانه خود سیر باشند

در اجتماع، شاد و راضی.

هر کس هر اعتقادی دارد

آزاد است با دیگران آنرا در میان گذارد.

خانه برای همه.

کار برای همه.

تفریح و سرگرمی برای همه.

 

روزی خواهد آمد-

عاشقان در خیابان مهر

دست در دست هم قدم زنند.

باغها پر از میوه و گل.

کودکان در کوچه ها ببازی.

عشق در شهر شور بپا کند.

مردم از حقوق مساوی

در برابر عدل قانون

زن و مرد برابر

ملل بزبان خود کودکان خویش را پرورش دهند.

رودها با آب روان.

جویها پاکیزه.

دریا، مهربان.

هوا تازه، آب تمیز.

خورشید برای همه.

رقص و پایکوبی در شهر و شب

در روز، کار برای همه.

 

روزی می رسد-

که مرزها در کتب تاریخ دیده شوند.

هرکسی هرجا خواست

می تواند سفر کند.

روادید دیگر نخواهد بود.

غم در شعر گذشته پیدا شود.

زندانها موزه و مسافرخانه شوند.

ظلم در آثار تاریخی خوانده شود.

121707

Sam Baran
 
جمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦

بیژن باران: اتود 2
اتود 2تمام شب با گیتارم گریستم:من می گریستم که او می نواخت یا او می نواخت که من می گریستم ؟
Sam Baran
 
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

خانه دو در

هميشه در خانه ای زندگی کرده ام
که يک درش به امروز
و در پشتی به ديروز باز ميشود.
من با فرهنگ ايرانيم-
مجموعه ای از زرتشتی- ارمنی- شيعه - يهودی
در فرهنگ جديد غربی
در انديشه و گفتار چند زبانی بوده ام.
گفتارم با خانواده ام فارسی
با محيطم اسپانيايی- آلمانی - انگليسی.


خانه من دو در دارد.
يکی اوهام گذشته- احساس انتظار رويا
ديگری رو به هجوم واقعيات امروز- سريع.
هميشه خانه من در دارد:
يکی بسوی واشنگتن
ديگری به تهران.
يکی بسوی لوس آنجلس لندن برلين ر وم
ديگری به تهران.
خانه من دو بام دارد:
يکی با کوههای کبود محاط بر ستونهای غرور در مهتاب تخت جمشيد
ديگری با برجها و پلهای معلق نيويورک سان فرانسيسکو..
امروز در پاريس- نزدیک برج ایفل
با پرواز ابرهای آسمان آبی الموت
بر فراز کوير خاکی با مناره و تاقی
فرش ۴ فصل بختیاری من است.
اگرچه گذشته من تهرانست با ردیف چنار کنار جو
ولی امروز من نظاره بر گذران رود سن
فردا کنار عريض کند می سی سی پی ست.

زندگی من هرگز سادگی کپرنیکی نداشته
منظومه شمسی تالسی با مدارات پيچيده سرگيجه است.
گذشته ی آقتابی با عطر ادويه های باستانی جاده ابريشم
امروز آشوب بارانی بوی بنزین و دود.
گذشته من با چهره های عطوفت گرمی
پدر بزرگ دراز کشیده بزیر پنجره
مادر بزرگ از راه رسیده با مشت سنجد و کشمش.
امروزی من با ارواح اسلاف در همهمه ای نامفهوم.


خانه من دو در دارد:
یکی به سریع تغییر
دیگری به سحر ثبات.
درد من ورای ابعاد انسانی
به سایه روشن تاریخی بر میگردد-
به ميدان تير و اعدام
به بی حرکتی هوشنگ کوچولو از بيدوايی..
زندگی من در خط زمان پيش نمی رود.
هميشه در دايره در دايره در دايره مرور ميشود.
شيشه پنجره من انکسار نور کند
زيرا شبح گذشته بر حادثه امروز
با زير نویس فارسي خوانا ست.


خانه من دو در دارد
يکی بسوی شرق
ديگری بسوی غرب.
کاش لحظه ها را بتوان پس گرفت.
۰۷۱۵۰۷

Sam Baran
 
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

زيبايی

زيبايی لحظه ای از چرخه حيات است.
خوشا کسی که شاهد آنست.

وقتی زيبايی لحظه ای در برابر من است-

چه ميتوان با آن کرد؟
نخستين واکنش تصاحب آن است.
واپسين رفتار خاطره است.
از زيبايی در لحظه ای زيبا
اين خاطره چون برگ پاييزي
در مخزن فراوان خاطره ها جا می گيرد.
زيبايی مال کسی است
که آنرا پاس گزارد.
يا ميتواند آنرا گرامی دارد.
وقتی تمتع زيبايی دو طرفه باشد
آنگاه لايه هايی از شرم تعويق موضاعات ثالث
پرده حايل ميشود.
زيبايی از فاصله است.
نزديکتر از آن دگرديسی است.
گيلاس زيباست.
در لبهايم خورده ميشود.
معشوق زيباست.
در دستهايم انزال ميشود.
گل زيباست
در گلدان با نياز به مراقبت مسئوليت ميشود.
۰۷۱۳۰۷

Sam Baran
 
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

برای تو

من برای تو هستم.
آنگاه بسوی تو خواهم آمد-

با دستان پر از مهر
چشمان پر از شوق
و پاهای استوار.


خاطرات مسکوت تنهايی بمرور

کمرنگ تر ميشوند.

۰۷۰۱۰۷

Sam Baran
 
چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦

منو ترک نکن.

Ne Me Quitte Pas. - Jacques Brel
منو ترک نکن.


اگر چه ترا ترک کردم-
در جوانی.
از آبهای عمیق سبز گذشته
چون اوليس به خاک غربت رسيدم.


بی تو هيچم.
بی تو من نيستم.
من آمدم و زيستم.
تو بوده و هستی و خواهی ماند.


نميدانم ترا خواهم ديد دوباره.
پرنده می سوزد.
ولی پرواز ادامه دارد.
چون باد آمده - چون برق میروم.
من رفتنی ام.
تو ماندگار برای هميشه - ای ميهن.
۰۷۰۳۰۷

Sam Baran
 
یکشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٥

پسين

قايق ما سوی غروب ميرود.
ماکيان دريايی راهی ساحل-
با نخل تنهای نظاره گر آفتاب نارنجی.

دست در دست تو
بر اوج موج-
بزیر آسمان آتشین
در اين خزان سرخ.

در گوش من گفتی:
عشق چون افق دايره است.
۱۰/۱۴/۰۶

Sam Baran
 
چهارشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٥

نگاه شب

نگاه شب

به شب نگاه می کنم.
بصدای آن گوش داشته.
نور شهر از پشت درختان خود را مينمايد
در آسمان دور.

دو صدا هرگز یکی نیست.
هر صدا مختص خود است.
۰۸۳۰۰۶

Sam Baran
 
چهارشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٥

پنجره ياد* باران

پنجره ياد

پنجره ناظر تغییر فصول:
از بهار گلباران
تابستان سبز
پاییز آتشین
زمستان سفید
تا برق و باران
باد و پرواز کبوتران..
گریز تنهایی من - ياد تو پنجره من به تو.
بکنجی خزيده در خلسه ی خاطره زيبای تو-
با چند ثانیه /کلمه /تصوير ذهنی تو
۰۹۰۳۰۶

 

َرنگ باران

 

َرنگ باران

ِرنگ باران

گذر باد ثمین.

*

سرم ترا میداند.

دلم ترا میخواهد.

در سرم بیاد روزهای با تو بودن

در دلم لحظه های شبانه آمیزش من وتو.

پرندگان شاهد عشق ما بودند.

در بستر گلهای اطلسی

غرق عطر شبانه

در پتوی شب می پیچیدیم.

در خیس سحر بر می خیزیدیم.

ساعت لحظه ها را می شمرد.

نسیم آنها را باخود میبرد.

در کناره سی و سه پل با باد چهار باغ

پچ پچ شبانه داشتیم.

ماه معلق در رود کارون راهی از زر بزیر نخل را می پیمود.

دو ماه انزلی در زیر و زبر خالی بر آب.

 

آفتاب شبان پروانه های نور بر جیوه دریاچه ظهر

تابستان سنفونی َرنگ و ِرنگ برایمان می نواخت.

 

شولای شنگرف شفق بدرقه آفتاب می کرد.

080606
Sam Baran
 
سه‌شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٥

اتود ۵-۷ روزانه

اتود 5

کوله بر پشت و چوبدست در مشت

دور مانده دهکده را، دور

- ماه پیش، یا ماههای پیشتر-

دیدار کردم با سری پر شور.

(خسته، نه؛ مغموم، نه. خوش حالکی داشتم.)

گاه مغرب بود از گلدسته ی مسجد،

مردک ایستاده ای میزد اذان.

شاید، ممکن و .. ولی ، حتمن، نه!

مشکوکم که شنودم: "از کدام؟"

 

اتود 7

راه از کنار شهر گذرد

بسوی پیشپای متبرک کوهستان

پیکر گوشتین کوه

عصب خویش را خوشاند

چرا که

راه از میان شهر گذرد.

 

روزانه 

بین من و خورشید بعدازظهر زمستان

شاخه های نور درخت و انبوه ساران

با دم و بال نورانی در تردد پرواز.

 

بگذار ترا فراموش کنم-

در ردیف نخلهای تنهای دریای جنوب

در ماسه زاران مهتابی دریای شمال.

 

غروب اشجار اشباح ایستا یند.

مرا در محاصره خاطرات دارند-

که درآنها گم شدی-

همچون فانوسی در مه غروب.

022106
Sam Baran
 

[ خانه| آرشيو | ایمیل ]

[ خانه| آرشيو | ایمیل ]


خبر! برای پيشبرد تئوری شعر فارسي پايگاه نقد شعر به روز شد. دوستان آثار خود را در زمينه نقد شعر به ايميل بيژن باران بفرستند.

باران: 3 نقد شعر
باران: بگذار هزار گل بشکفد
باران: نقدی بر نقدهای ادبی-3
باران: تاریخچه شعر
باران: نقدی بر نقدهای ادبی-2
موسوی: شناسه‌های غزل
نفيسي: ادبيات فارسي
باران: نقدی بر نقدها-1

خبر! برای اشاعه ترجمه شعر فارسي پايگاه پيک پارسی به روز شد. دوستان آثار خود را در زمينه ترجمه شعر به ايميل بيژن باران بفرستند.

PersianPost
PREFACE
CONTENTS

بیژن باران
تصوير بیژن باران در قطع كامل


آثار باران در نشريات ديگر
تبلور اختلالات روحي در شعر نو فارسي/ بگذار هزار گل بشکفد - ادبستان
رود - تازه ها
پرواز - شرقیان
پا - والس
بگذار هزار گل بشکفد - والس
تبلور اختلالات روحي در شعر نو فارسي- والس
چالوس - گیل ماخ
کيستي- والس
کو بهار- عصر نو
ترکیبات بدیع کلامی- قابیل
تگرگ برگ دَرَد - آواي آرام
بگذار هزار گل بشکفد-فن شعر
پگاه شاعری مولد- قابیل
آخر ايلياد- عصر نو
رویای رود یاد/ابد- قلمرو
گلنار من- ایرانیان
حرف- پندار
شير كوير- اديبان
گلاب‌دره- فروغ
صداي شكست- عصر نو
ديوار- عصر نو
حافظ زيرهشتی-عصر نو
خيابان - عصر نو
من و تو - دلتنگستان
پنجره در آيينه- عصر نو
سحر شعر- قابیل

آثار بیژن باران- فارسی

راه و رود، مجموعه شعر، تهران، 72
Baran Works in English

The Western Divan 1996
The Litrary Articles 1999
اشعار انگلیسی ب باران
Fermi Age Theory
Lyric 4



ادبيات - فردی
عباس احمدی * پگاه احمدی
اشرف‌زاده ع بهنام م پوپل ر حيرانى علی رضا خسروی تيرداد راد
سهراب رحیمی رضا رستمي
مریم رییس دانا شهرام رفيع زاده
د. ساتیر ستاره بارون شالبافان
س شاملو شنطيا مظاهرشهامت
و ضيايي ش عدیلیپور ی علیخانی
الهام کیان آذر کیانی گیجستان
شيدا محمدي م محمدی م مهرجو
مهين ميلاني ناهید هنرور

گروهی
آذین داد آینه ادبستان از بودن
انجمن شاعران ايران اندیشه نو
ایرانیان ادب فرمت بارون /بخارا
بلوط پچپچه پروژه ترجمه پياده رو
پاییزان پندار پوئتیکا پرشن پواما
پوئت آنلاین پوئتريسم پيشرو تازه ها تبعیدگاه تکتاز چلستا چلستون خزه خوابگرد ديدگاه دوات رواق ساده دل سبزينه سخن سوشليغا شاتوت شاعرانه ها شاهرگ شرق شرقيان شوکا شهروند صفحه شعر فردا فریاد فروغ فن شعر قابیل قاصدک ققنوس قلمرو غرفه آخر كاپوچينو کاج کارون کتاب سنج کتابشعر كتابلاگ کتابخانه کاشان کاهگل كلاغ کلک گزيده شعر پارسي گذرگاه گوهران گویا گیلماخ لوح مازندنونه ماندگار مانيها مشاهير موازی مجله شعر ملکوت مجلات ایران مهدی بخشی نامه نفی واژه والس هارمجیدون هايليتنت هفتشهر همهمه

منابع
آوای آزاد* آوای آرام ادبكده ادب تاجيك اوركات اکسیر ايسنا تاریخ جاودانه ها جستجوگر دستور روشنگری *شعر شعر انگلیس شعر امریکا شورای گسترش شرميشن غزل افغانی فرهنگ انگلوفارس فرهنگ انگلوعرب کتاب کتابخانه کتابخانه زهری وبلاگهاي دانشجويان هشت

موسیقی
آهنگ* ايران سانگ ايران کليپ ايران ليريکز بهزاد رنجبران موسیقی ويگن هنر و موسيقی

نقاشی
دیده* نقاشی کارگاه گالری

فیلم
آریا* نقد فيلم سينماي ايراني* وعده دیدار

عکس
تهران* عكس

زبان
آذری* عربی فارسی پرداز کردی

وب
آموزش* تايتان رايانه جیو* پوکوهانتا

روخط بودن یا نبودن بیژن؟